عزیزم، ما ورثه را داریم
Liebling, wir haben geerbt
هانا قهرمانه متوجه میشود شوهرش مارتین به او خیانت میکند. عصبانی شده از طلاق درخواست میکند. اما هانا منتظر میراث یک میلیون دلاری از عمه بزرگ Käthe است و زن جداشده هرگز دارایی خانوادگی را به پیرزن سنتگرا نمیدهد. بنابراین هانا جدا کردن سفره و تخت را با همسر سابق آیندهاش تنظیم میکند. سپس هانا و مارتین به ویلا عمه Käthe میروند و زندگی مشترک هماهنگی را به نمایش میگذارند.