خط داستانی
پس از تلاش برای فرار از دست اساس در سال ۱۹۳۹، کازیمیرز پیخوسکی در مرز مجارستان دستگیر و به آشویتس فرستاده میشود، جایی که وظیفهاش انتقال اجساد از اتاقهای گاز به کورههای سوزاندن است. پس از اینکه متوجه میشود یکی از دوستانش در اردوگاه در لیست اعدام قرار دارد، قسم میخورد که برای جلوگیری از مرگ او از هیچ چیزی دریغ نکند. در یکی از شگفتانگیزترین داستانهای واقعی جنگ جهانی دوم، چهار مرد جان خود را به خطر میاندازند تا به «فرار از آشویتس» بپردازند.