همسایه من، سگچه اش و من
Mein Nachbar, sein Dackel & ich
اگر فرصت دیدن رویای طول عمرتان را داشته باشید، نباید برای مدت طولانی درنگ کنید و باید فرصت را غنیمت شمارید. این گونه است که افسردگی ویتامین زنان زایمان باور پذیر به نام ایرینه لیبلیک این رویا را در سر دارد که موزه تولد خود را باز کند. او مکان مناسبی برای پروژهاش یافته است: ملکی با موقعیت خوب در حاشیه شهر باواریا. همه چیز به نظر قطعی میرسد – درخواست به شورا ارسال شده، تأمین مالی ساختمان از طریق ارث غیرمنتظرهای تأمین شده و ایرینه همچنین خانهای کوچک نزدیک با دختر نه سالهاش کاتجا را اجاره کرده است. اما ناگهان به وحشت او، طرف دیگری برای ملک ظاهر میشود: سِگفرید شروف، مدیر تشییع جنازه که میخواهد قبرستان خصوصی در این بهشت روستایی راهاندازی کند.