مراکش
Mikado
یک روز، نوجوانی به نام مگدا گردنبند گرانبهایش را به یک کودک بیمار در بیمارستانی که در آن داوطلب است، اهدا میکند - پدرش مطمئن است که او دوباره دروغ میگوید. وقتی او بیگناهیاش را ثابت میکند، پدرش شرمنده و گناهکار میشود اما نمیتواند اعتراف کند که اشتباه کرده است. روابط اکنون خراب و در آشفتگی است و تصمیمات گذشته نتیجهای غیرقابل برگشت دارد.