خط داستانی
پس از اینکه رستوران بهترین دوستان بلک و بلو بسته میشود، بلک باید سریعاً پولی پیدا کند. او فکر میکند که شانسش تغییر کرده وقتی که پسر بلو، فَتبوِی، و بهترین دوستش، اسپایدا، یک محموله از تلفنهای سرقتی را برایش میآورند و بلک تصمیم میگیرد آنها را در خیابانها بفروشد. تنها یک مشکل وجود دارد: جعبههای حاوی تلفنها همچنین شامل محمولهای از مواد مخدر کلمبیایی هستند که اسپایدا تصمیم میگیرد آنها را بفروشد.