جابریا جودی
Jabariya Jodi
ابهای سینگ یک باند از آدمربایی عروسکشها را در مادهوپور بیهار اداره میکند که خواستار مهریه هستند. او سپس آنها را به زور با دختران ازدواج میدهد و این را یک «جشن سورپرایز» مینامد. اما وقتی عشق دوران کودکیاش، بابی، دوباره وارد زندگیاش میشود، او باید بین عشق و آرزوهای بلندمدتش یکی را انتخاب کند.